ballerian
دير است ديگر بدون هیچ حساب و کتاب و از این رهگذر لذت میبرد گدائی عشق رسم تازه کاران است. اگر موجودی در این جهان وجود دارد که از دیدنش رنگ رخسارت تغییر میکند ٬ صدای قلبت آبرویت را به تاراج میبرد٬ مهم این نیست که او مال تو باشد .... مهم این است که فقط باشد ٬زندگی کند٬لذت ببرد ٬نفس بکشد٬و دل تو از نوشیدنش سیراب شود تا صبح بر بالینش بنشینی و خواب رفتنش را تماشاگر باشی و این یعنی همان عشق! و عاشق آرزوئی ندارد جز با پاهای پیاده به دیدار یار رفتن! ا.حلت تا همه بدانند که در سختیها باید زیباترین ها را آفرید گوئی از پاک ترین هوای کوهستانی لبالب قدحی در کشیده ام . در فرصت میان ستاره ها شلنگ انداز رقصی میکنم دیوانه به تماشای من بیا! ا.شاملو
بگذار برای وقتی که از آنجا به خانه برگشتيم
باد شمال میگويد
نَمنَمِ بارانی که بيايد
همهی دنيا مال خودمان میشود،
حتی شبپَره، خَطمی، ماه
ارغوان و عطرِ هر چه خوشست بيايد،
بگذار همسايهها
خوابِ يک انارِ نو رسيده ببينند
چه عيبی دارد!؟
ما که راهِ دور باغهای بالا را
بهتر از هر کبوتری بلديم
پس نگرانِ چه هستی؟!
هوا خوش است
من از خورجينِ ماه
مشتی گندم و ترانه برداشتهام
تو هم برای پيراهنت
تکمهی کوچکی از خوابِ ستاره بچين،
حيف است اين همه حرف باشد وُ
از تو و ترانه و روشنايی نباشد!
باد شمال
هميشه از سمتِ شمال میوزد،
گول نخوری!
.jpg)
| Design By : Night Skin |

.jpg)

